12 شهریور 1397
ایثار نمرهلباس های ورزشی اش را شستم و اتو کشیدم تا برای روز امتحان آماده باشد . باعجله آمد خانه. آن ها را برداشت و برد. از پنجره دیدم که آن ها را داد به یکی از دوستانش. با عصبانیت گفتم: من لباس ها رو تازه اتو کرده بودم . چه کار کردی؟ بغض کرد و گفت : دوس… بیشتر »
نظر دهید »